صفحه اصلي > اطلاع رساني 
 


  چاپ        ارسال به دوست

بهزیستی کودکان

"معیار واقعی جایگاه یک ملت آن است که چگونه به کودکان خود رسیدگی می کند، به سلامت و امنیت شان، تامین مادی آنها، آموزش و اجتماعی شدن شان، و احساس دوست داشته شدن، ارزشمند شمرده شدن، و پذیرفته شدن به عنوان جزئی از خانواده و جامعه ای که در آن متولد شده اند" .(UNICEF, 2007)
چگونگی زندگی کودکان و برخورداری از امکانات جامعه در دوران کودکی و کیفیت زندگی آنها در آینده به عنوان افراد بزرگسال در سال های اخیر مورد توجه جدی اندیشمندان جوامع، دولت ها، سازمان های بین المللی و نهادهای جامعه مدنی بوده است. با تصویب پیمان نامه حقوق کودک در سازمان ملل متحد در سال 1989 بسیاری از الزامات برخورداری کودکان از یک زندگی دارای بهزیستی و کیفیت مطلوب، در چارچوب حقوق بین المللی تحقق یافته و مورد تایید بسیاری از کشورهای جهان قرار گرفته است. امروزه بهزیستی کودک، به عنوان یک مفهوم چند بعدی و مبتنی بر بستر زندگی شامل شرایط جسمی کودکان، دسترسی به آموزش و سلامت، مشارکت، روابط اجتماعی و بهزیستی ذهنی ، به عنوان ابزاری تحلیلی برای مفهوم بخشیدن به زندگی حال و آینده کودکان مورد استفاده قرار می گیرد. هدف بهزیستی کودکان آن است که به رفاه کودکان و رشد آنها دیدگاهی کل نگر داشته باشد تا بهزیستی را در حوزه های مشخص مانند سلامت، بهزیستی مادی، آموزش و بهزیستی ذهنی ارتقا بخشد. هدف آن افزایش قابلیت های کودکان با ایجاد بیانگرهایی برای پایش این حوزه هاست(UNICEF, 2013) .
"بهزیستی کودک کیفیت زندگی در یک مفهوم وسیع را در برمی گیرد. بهزیستی به شرایط اقتصادی کودک، روابطش با همتایان، حقوق سیاسی، و فرصت های رشد مربوط می شود. بیشتر مطالعات بر جنبه های خاصی از بهزیستی کودکان تمرکز کرده اند که اغلب بر تفاوت های اجتماعی و فرهنگی تاکید دارد. بنابراین هر تلاشی برای فهم بهزیستی در تمامیت آن، باید بیانگرهایی از ابعاد مختلف آن را در برگیرد" (Ben-arieh and Frones, 2007a). بهزیستی کودکان را می توان تحقق یافتن حقوق کودکان و استفاده از فرصت هایی دانست که بر اساس آنها همه ی کودکان با استفاده از توانایی ها، استعدادها و مهارت های بالقوه خود و در نتیجه ی مراقبت موثر و همراهی خانواده، جماعت، جامعه و کشور به همه آنچه می توانند باشند، برسند.

سنجش بهزیستی کودکان
صندوق کودکان سازمان ملل متحد در سال های 2007 و 2011، دو گزارش از ارزیابی جامع زندگی و بهزیستی کودکان و جوانان در کشورهای جهان صنعتی انجام داده است. هدف این ارزیابی تشویق به پایش، امکان مقایسه میان کشوری و ترغیب به بحث و ایجاد سیاست هایی به منظور ارتقا کیفیت زندگی کودکان است. اولین گزارش یونیسف در سال 2007 (UNICEF, 2007) در مقایسه با گزارش های قبلی آن در خصوص وضعیت کودکان پیشرفت قابل ملاحظه ای در حوزه های مورد ارزیابی داشته است به طوریکه در گزارش های قبلی وضعیت فقر درآمدی کودکان به عنوان سنجه ی جایگزین برای بهزیستی کلی کودک در کشورهای سازمان توسعه و همکاری های اقتصادی (OECD ) در نظر گرفته می شد، اما این گزارش تلاش کرده است تا بهزیستی کودکان در 21 کشور جهان را تحت شش عنوان یا بعد مختلف بسنجد: بهزیستی مادی، سلامت و امنیت، آموزش، روابط با خانواده و همتاها، رفتارها و مخاطرات و احساس ذهنی بهزیستی کودکان. در مجموع این گزارش 40 بیانگر مجزای مرتبط به زندگی و حقوق کودکان را ترسیم میکند. گزارش بعدی یونیسف در سال 2011 نیز با تغییراتی در روش شناسی آن امکان مقایسه میان وضعیت بهزیستی کودکان در دهه ی اول 2000 میلادی فراهم کرده است(UNICEF, 2011).
در بسیاری از کشورهای جهان به منظور بررسی وضعیت بهزیستی کودکان شاخص های دیگری تدوین شده است. در ایالات متحده امریکا برای سنجش وضعیت بهزیستی کودکان از شاخص بهزیستی کودک و نوجوان (CWI) استفاده می شود. این شاخص یک سنجه ی ترکیبی مبتنی بر شواهد است که روند بهزیستی کودکان امریکایی را از 0 تا 18 سالگی در طول زمان نشان می دهد. هدف کلی این شاخص نشان دادن تغییرات وضعیت بهزیستی کودکان و نوجوانان امریکایی در طول زمان است. این شاخص از 7 حوزه ی دارای وزن یکسان و بیانگرهای کلیدی مربوط به دوره های مختلف دو دهه ی نخست زندگی تشکیل شده است. به طور کلی CWI شامل 28 بیانگر کلیدی است که در هفت حوزه ی بهزیستی که در مطالعات متعدد علوم اجتماعی به احساس کلی بهزیستی یا رضایت از زندگی مربوط هستند، سازمان دهی شده است. این هفت حوزه عبارتند از : حوزه ی بهزیستی اقتصادی خانواده که به آن بهزیستی مادی هم گفته می شود، حوزه ی رفتار ایمن/ پر خطر، حوزه ی روابط اجتماعی، حوزه ی بهزیستی هیجانی/ معنوی، حوزه ی فعالیت اجتماعی، حوزه ی دستیابی آموزشی و حوزه ی سلامت.
در اتحادیه ی اروپا نیز در سال 2006 شاخصی برای ارزیابی بهزیستی کودکان در 25 کشور اروپایی ساخته شد(Bradshaw, Hoelscher and Richardson, 2006) . بر اساس دیدگاه سازندگان شاخص، بهزیستی کودکان را نمی توان با یک حوزه یا بیانگر واحد نمایش داد و زندگی کودکان از حوزه های متعددی تشکیل شده که هر یک بر بهزیستی آنها تاثیر دارند. به این جهت شاخص بهزیستی کودکان در اتحادیه اروپا (EU25) شش حوزه ی زندگی کودکان را در بر میگیرد که شامل 1) سلامت، 2) بهزیستی ذهنی، 3) روابط شخصی، 4) منابع مادی، 5) آموزش، 6) رفتارها و مخاطرات، 7) مسکن و محیط است.
شاخص های OECD و پس از آن شاخص بهزیستی کودکان برای کشورهای اروپای شرقی و مرکزی CEE/CIS نیز به دنبال شاخص EU25 ساخته شدند (Richardson, Hoelscher and Bradshaw, 2008). وجود چنین شاخص های بهزیستی که ابعاد مختلف زندگی کودکان را شامل می شوند، این امکان را فراهم می سازد تا جنبه های مختلف وضعیت کودکان در هر کشور شناخته شده و تصویری کامل تر از زندگی کودکان را نمایش دهد. همچنین این شاخص ها امکان ارزیابی منظم وضعیت و پایش و ارزشیابی برنامه هایی که در هر کشور برای کودکان وجود دارد را فراهم می سازد.
اهمیت سنجش بهزیستی کودکان
دلایل متعددی برای مهم و ارزشمند بودن مطالعه ی بهزیستی کودکان وجود دارد. به طور کلی ارتقا بهزیستی جمعیت، باید هدف غایی هر جامعه ای باشد. این نقطه نظر ارتباط نزدیکی با جنبش روانشناسی مثبت دارد که تاکید می کند، تجربه ی زندگی خوب چیزی بیش از نداشتن بیانگرهای منفی است و وضعیت سطح و توزیع بهزیستی مثبت، بیانگرهای مفیدی برای عملکرد یک جامعه به شمار می روند. علاوه بر این ملاحظه ی عمومی، دلایل مهم دیگری نیز برای اهمیت بهزیستی موجود است. اول اینکه، نشان داده شده است که تفاوت های قابل توجهی بین بهزیستی کودکان میان کشورها وجود دارد. برای مثال مطالعه برادشاو و ریچاردسون نشان داده است که تفاوت های قابل ملاحظه ای بین بهزیستی کودکان در 29 کشور اروپایی وجود دارد. هلند دارای بالاترین رتبه شاخص کلی بهزیستی (در هفت حوزه شامل ترکیب بیانگرهای اجتماعی و معیارهای خودگزارشی) و همینطور بالاترین سطح بهزیستی ذهنی بود، در حالیکه انگلستان در میان 29 کشور، در رتبه ی 24 قرار داشت. بهاین ترتیب باید عوامل مرتبط با این تفاوت ها مشخص گردند(Rees et al, 2010).
دوم، معلوم شده است که بهزیستی در یک محل خاص، در طول زمان هم تغییرات قابل ملاحظه ای دارد. برای مثال در امریکا مشخص شده است که شاخص بهزیستی کودک و نوجوان در طول یک دوره ی زمانی از 1975 تا 2004، دستخوش تغییرات زیادی شده است که شامل کاهش در بهزیستی کل از 1982 تا 1993، یک افزایش و بازگشت به سطح شاخص سال 1975 و بالاتر، در اوایل سال های 2000 بوده است. به علاوه شاخص بهزیستی کودکان، روندهای نظام مندی در حوزه های خاصی مثل بهزیستی اقتصادی خانواده نشان می دهد.
سوم، بهزیستی ذهنی یعنی درک و برداشت ذهنی کودکان از وضعیت خود، می تواند بیانگر مهمی در مورد موضوعات زمینه ای باشد. برای مثال، در یک نمونه ی 4000 نفری جوانان 13 تا 18 سال در امریکا، کیفیت زندگی ادراک شده، به شکل معناداری با سلامت روان پایین، افکار و رفتارهای خودکشی ارتباط داشت. سرانجام، مطالعه ی بهزیستی می تواند بیانگرهای مهمی در موردآنچه در زندگی کودکان اهمیت دارد فراهم کند. برای مثال، یک مطالعه ی کیفی توسط فاتوره و همکارانش(2007) در مورد کودکان در استرالیا آشکار ساخت که عاملیت و کنترل در زندگی روزمره و تصمیم گیری ها، یک بعد مهم بهزیستی از دیدگاه کودکان است(Rees et al, 2010).


١٠:١٩ - چهارشنبه ٣ خرداد ١٤٠٢    /    عدد : ٢٦٣٤١    /    تعداد نمایش : ١٤٧



خروج