مفهوم نظام کودک
امروزه کودکان بهعنوان سرمایههای انسانی نگریسته میشوند که رشد و توسعه جوامع درگرو تکامل و شکوفایی همهجانبه کودکان است. در طی زمان، رشد و تحولات جوامع در حوزههای مختلف اقتصادی و اجتماعی و همچنین تغییر در نگرش به انسان، موجب دگرگونی در نوع نگاه به کودک و دوره کودکی شده است. از طرف دیگر، این گروه
از اعضای جامعه همواره جزء آسیبپذیرترین اقشار جامعه محسوب شده که به دلایل مختلف قادر به حفاظت از خود نبوده و نیاز به حمایت بزرگسالان بهخصوص والدین خود دارند. لذا با توجه به حساسیت، گستردگی و تنوع نیازهای کودکان، باوجود اینکه والدین عنصر اصلی پرورش و حمایت از کودکان در نظر گرفته میشوند، جامعه نیز در تمامی
سطوح خود نسبت به این مسئله مسئولیت دارد. درواقع تأمین شرایط مناسب جهت رشد همهجانبه کودک، از عهده والدین بهتنهایی خارج است و لازم است که از جانب دولتها، تشکیلات مدنی و جامعه نیز حمایتهایی صورت پذیرد. با توجه به نقش دولت و جامعه، مفهوم « نظام رفاه کودک» مطرح میشود.
با توجه به تاریخچه و تحولات این حوزه میتوان دو نوع تعریف از نظام رفاه کودک ارائه داد. در یک نگاه، خدمات رفاه کودک زمانیکه سایر خدمات پیشگیرانه و همگانیتر (مانند آموزش و بهداشت همگانی و تسهیلات و کمکهای مالی و رفاهی عمومی) پاسخگوی نیازها نبودهاند، بهعنوان آخرین راه پاسخگویی دیده میشوند. درواقع نقش اصلی نظام رفاه کودک اطمینان از ایمنی، ثبات و آسایش کودکان و نوجوانانی است که خانوادههایشان نیازهایشان را تأمین نمیکنند یا از آنها محافظت نمیکنند. لذا با توجه این دیدگاه، بهصورت فزایندهای توجه نظام رفاه کودک به برنامههایی معطوف است که برای پیشگیری از کودکآزاری و غفلت هستند. علاوه بر این تعریف از رفاه کودک، نگاه پیشگیرانهتر و همگانیتری نیز وجود دارد که معتقد است رفاه کودک شامل ایجاد امکانات و شرایط اجتماعی است که در آن به تمام کودکان فرصت مناسب و کافی برای شکوفایی تواناییهای بالقوهشان داده میشود. این دیدگاه هدف اصلی رفاه کودک را تدوین یک چارچوب سیاستگذاری
برای پیشگیری و خطرِ آسیب را نتیجه کمبود دسترسی همگانی به خدمات و حمایتهای اجتماعی و روانی میداند.